تبليغاتX
واکنش
این وبلاگ تنها یک واکنش است به آن‌چه در گوشه کنار ایران و جهان اتفاق می‌افتد
دیروز به شکل تصادفی در تاکسی، به مصاحبه‌ی تلفنی دو مسوول گوش کردم. یکی از سازمان حفاظت از محیط زیست (ح.م.ز) و دیگری از ایران خودرو. مسوول سازمان ح.م.ز از خودروسازان به خصوص ایران خودرو تقدیر کرد که استاندارد خودروهای تولیدی بالا رفته و میزان آلاینده‌ها کم شده. اما اذعان کرد که هنوز با استاندارد اروپا فاصله بسیار زیاد است.
اصولا در اروپا هزینه‌ی اضافی از خریدار خودرو گرفته می‌شود که از دو چیز تشکیل شده:
۱- هزینه‌ای که شرکت برای موتور خودرو کرده تا تولید آلودگی آن کم شود
۲- هزینه‌ی رفع آلودگی آتی ناشی از آن
در ایران به منظور حفظ صنعت خودروسازی داخلی به هر قیمت، این هزینه‌ها از مشتری گرفته نمی‌شود. به علاوه، مردم ما به هر نوع افزایش هزینه‌ای اعتراض می‌کنند حتی اگر این هزینه باعث افزایش رفاه شود.
در کشورهای صنعتی آلودگی عمدتا حاصل از صنایع تولیدی بعضا مادر مثل فولاد و سیمان و برق سوختی  است. آلودگی حاصل از خودرو آن‌چنان ناچیز شده که دیگر به حساب نمی‌آید.
اما در ایران به دلیل تولید خودروهای با فناوری کهنه، میزان آلاینده‌های ناشی از کارکرد خودرو بسیار زیاد است. شهر تهران به زباله‌دان گازهای گلخانه‌ای تبدیل شده است. تعداد خودروها و فرسوده بودن بخش قابل توجهی از آن‌ها یک طرف، زمان اضافی که خودروها در ترافیک تهران کار می‌کنند یک طرف دیگر.
در سال‌های اخیر تعداد خودروهای تهران چند برابر شده است. این در حالی‌است که میزان افزایش آلودگی کمتر از این نسبت افزایش یافته. اما نکته‌ی مهم این است که بسیاری از این خودروها نو هستند و در سالهای آینده فرسوده خواهند شد که به دین سان سهم خود را در آلودگی هوا نشان می‌دهند. بنابراین این که هنوز میزان آلودگی متناسب با تعداد خودروها افزایش نداشته، خبر خوبی نیست.
با وجود خودروهای فرسوده‌ی بسیار نظیر اتوبوس‌های شرکت واحد و مینی‌بوس‌ها و تاکسی‌ها و ... تنظیم موتور خودروها الزامی به نظر می‌رسد که در این مورد حتی قدم‌های اولیه هم برداشته نشده است. هنوز هیچ قانونی خودروها را ملزم به این کار نمی‌کند چه رسد به ضمانت اجرایی.
 رفع هر کدام از این مواردنیاز به هزینه و سرمایه‌گذاری دارد که بخش اول آن بر دوش مردم خواهد بود. مردمی که نگرانی‌های اقتصادی رو به افزایشی دارند، هرگز تن به چنین هزینه‌هایی نمی‌دهند. در واقع اگر دولت بخواهد این هزینه‌ها را به مردم تحمیل کند، میزان نارضایی عمومی افزایش پیدا می‌کند و این امنیت داخلی کشور را که در سال‌های اخیر با صرف هزینه‌های فراوان تامین شده به خطر می‌اندازد.
مشکل سهم ترافیک سنگین تهران در آلودگی، اما حل شدنی به نظر می‌رسد. منظم کردن عبور و مرور به طوری که خودروها بتوانند با حداکثر سرعت مجاز در سطح شهر تردد کنند در کلان‌شهرهای زیادی نظیر پاریس، بوستون و نیویورک حل شده است. الگوی برداری از آن‌ها بسیار منطقی به نظر می‌رسد. با این وجود هر نوع بهبود، هزینه‌ای تحمیل خواهد کرد. بنابراین هزینه‌های مطالعاتی، نصب علائم، خطکشی، اصلاح هندسی و آموزش باید از منبعی خرج شود. حتی اگر این منبع دولتی باشد، باعث بیشتر شدن هزینه‌های دولتی می‌شود که برای اجرای تعهداتش به مردم کسری بودجه دارد.
به علاوه نوع عملکرد شهرداری‌ها در ایران کاملا سلیقه‌ای است. به نظر می‌رسد که هر شهردار، با استراتژی جدید و تا حدی سلیقه‌ای به حل مشکل می‌شتابد. هنوز فقدان مطالعات علمی که مدیران را هم‌رای کند، احساس می‌شود. هنوز افکار کهنه بر مدیریت شهری حکم‌فرماست. عریض کردن خیابان‌ها، کم کردن چراغ‌های قرمز، اهمیت ندادن به خط‌کشی، عدم ایجاد ایستگاه‌های تاکسی مناسب، عدم ایجاد چراغ برای عابر، عدم جریمه‌ی عابرین متخلف،‌ عدم الزام قوانین برای موتورسواران، ....
به هر حال به نظر می‌رسد که هنوز مدیران ارشد این امر ساختار این مشکل را کشف نکرده‌اند و این نشانه‌ی عدم مطالعه‌ی بنیادی کافی روی ترافیک است. جا دارد که از فیزیک‌دانان و ریاضی‌دانان خواسته شود مدل‌های جدید و کارا برای مظالعه‌ی ترافیک ایجاد کنند تا با کشف میکرو ساختارهای حاکم بر ترافیک،‌ روش‌های بهینه‌سازی بهتری در این مورد به کار بسته شود.
در شرایط فعلی مملکت ما هیچ کدام از این موارد عملی نمی‌نماید. بنابراین امیدی نیست که با حفظ این شرایط مشکلی از مشکلات آلودگی حل شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 6:23  توسط چشم | 
در شرایطی که رسانه‌ی تبلیغاتی-انحصاری ملی، صدا و سیما، گوشمان را از شکست اقتصاد سرمایه‌داری پر کرده و بحران اقتصادی فعلی را نتیجه‌ی عدم تمکین دنیا در برابر اقتصاد اسلامی جار می‌زند و پایه‌های ایدئولوژیک اقتصاد غربی را فروریخته اعلام می‌دارد، وزیر کار دولت مهرورز عدالت محور، جناب آقای جهرمی، در تایید نظریه‌ی خود مبنی بر تزریق بی‌محابای نقدینگی به اقتصاد کشور در جهت ایجاد شغل خطاب به مسئولین بانک مرکزی می‌گوید:
«از اتفاقات دنیا عبرت بگیرند و همانگونه که آنها در مواقع رکود اقتصادی، سعی در ارائه تسهیلات دارند، بانک مرکزی نیز باید منابع مالی را آسانتر در اختیار تولید کنندگان قرار دهد تا رکود ایجاد نشود.»
آقای جهرمی عزیز! بالاخره تکلیف ما رو روشن کنید.
اگر از اتفاقات اقتصادی امروز دنیا عبرت بگیریم که باید غیر آن‌چه می‌کنند کنیم نه مثل آن‌ها. این کار عبرت نیست. الگوست. الگوبرداری کنیم پس اقتصاد اسلامی خودمان چه می‌شود. ما که بلاتکلیفیم. عاجزانه تقاضا داریم ابتدا تکلیف خودتان را با خودتان مشخص کنید تا ما هم بتوانیم تکلیف خودمان را با خودمان معین کنیم.
با تشکر
واکنش
 پ.ن.
بانک‌های مرکزی کشورهای توسعه‌یافته، برای مقابله با بحران اقتصادی، برای توسعه‌ی زیرساخت‌های تولید اعتباراتی در اختیار منابع مطمئن قرار می‌دهند تا تولید افزایش پیدا کند. قطعا این نوع منابع باید در آینده به خزانه‌ی مملکت باز گردد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 6:8  توسط چشم | 
ماجرای کردان تمام شد اما ماجرای مدرک‌گرایی هنوز تمام نشده‌است. یک هفته از استیضاح حضرت دکتر قلابی کردان نگذشته، مجلس شورای اسلامی ایران در طرحی احمقانه اصلاحاتی در قانون انتخابات ریاست جمهوری ایجاد کرد که به موجب بندی از آن رئیس جمهور باید دارای مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد یا لیسانس قلابی دانشگاه آزاد باشد و یا دکترای چند میلیون تومانی دانشگاه هاوایی در کیش. بدین سان تنها واجدین شرایط رئیس جمهوری همین‌ها هستند که هستند.
در شوروی سابق پیرزن‌ها پز مقالات علمی نوه‌هایشان را به هم می‌دادند. در ایران اسلامی، که شمیم مهرورزی سراسر آن را فراگرفته، نوه‌ی فاطمه خانوم از دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری افتخاری با ۱۱ غلط املایی دارد. کاش این شمیم مهرورزی از توالت عمومی سر کوچه خوش‌بوتر بود.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 6:5  توسط چشم | 
پشت مینی‌بوس گل‌آلودی نوشته بود:
«شتاب مکن. مقصد خاک است...»
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 9:42  توسط چشم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کتیبه ذهن من این وبلاگ است. هر چه قلم چشمم بر لوح ذهنم حک کند، می‌نویسم. شاید روزی روزنامه نگار شدم. می‌خواهم بسنجم توان خود را. به هر حال آن‌چه می‌بینید بعضا عقاید من است و لزوما درست نیست. می‌خواهم بسنجم گنجایش خود را در صداقت و انتقادپذیری. لطفا مرا امتحان کنید.

نوشته های پیشین
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
نگین(دیوار)
صدف(طوطی)
بانوی خزان
چای داغ
راه بقا در بورس
خرچنگ‌زاده
مسیح علی‌نژاد
چشمه مهتاب
مرور
پادداشت‌های یک دختر ترشیده
من دیگه عاشق نیستم
ماندگار
لیشام
مینای مهتاب
فارسی‌ل‌َتک
مهران(مکتوبات)
لیلی(دوباره نگاه)
آرمین(همه‌رقم)
برداشت آزاد
فارسی لاتک (گروه گوگل)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Seyed Ali Salehi Free counter and web stats