![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ تنها یک واکنش است به آنچه در گوشه کنار ایران و جهان اتفاق میافتد |
|
با وجود این که همه میدانیم ایران جزیرهای است که از دنیای کفر جدا شده اما با این حال وجود اندکی خدا نشناس در ایران باعث شده خدا قهرش بگیرد و شاخص اصلی بورس ایران به همراه بسیاری دیگر از شاخصهای فرعی به شدت سقوط کند. شاخص اصلی از انتهای آذرماه تا کنون از ۸،۸۶۲/۱ به ۸،۴۵۹/۱ رسیده و چند روزی است به لطف دعای خیر مردم و معجزهی الهی ثابت مانده است. اگر مردم دعای بیشتر کنند و یا حقوق خود را برای کمک به غزه بدهند شاید نمادهای بسته هم باز شوند. نمادهای بستهای که با توطئه ی استکبار و عمال داخلیش ماههاست که بسته است. دعا نویس هم آوردند اما باز نشد. خلاصه یادش به خیر دوران خاتمی که شاخص بورس بالای ۱۳ هزار بود اما به غلط و ظلم. چون در آن موقع خدا از ما راضی نبود ولی الان خدا از ما راضی است. کمک به غزه یادتان نرود. به حماس هم یادتان نرود. چرا که یکی از فرماندههان حماس گفته که همانطور که یزید امام حسین را شکست داد ما هم اسرائیل را شکست دادیم. از آن جا که این فرمانده از پول ایران پروار شده و اشارهی مستقیمی نکرده که حماس مثل یزید است اشکالی ندارد. اما اگر یک روزنامهی داخلی میگفت حماس مثل یزید است باید پدرش را میسوزاندیم. این که حالا اسرائیل و امام حسین را در یک ردیف قرار داده اشکالی ندارد چون اصلا امام حسین را قبول ندارد و در ایران و غزه آزادی مطلق است. تلویزیون بیبیسی فارس هم که یک تلویزیون غیر قانونی است چون مجوز خود را از ارشاد نگرفته و رفته از ادارهی مربوطه در انگلیس گرفتهاست و تازه اسمش هم بیناموسی دارد (بیبی). بنابراین باید وزارت اطلاعات با آن برخورد کند، مثلا باغ سفارت انگلستان را بگیرد و لوگوی شبکهی خبر خودمان را آنجا نصب کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 6:49 توسط چشم |
|
|
تصور کنید که روزی ناگهان بفهمید که یکی از نزدیکان شما مدتی در مورد خودش یا چیزهای دیگر دروغهایی سرهم کردهاست. با او چگونه رفتار میکنید؟ من دوستی داشتم که میخواست پیش برادرش در آلمان برود و ویزایش مراحل پایانی را طی میکرد که ناگهان از نظرها نهان شد و دیگر فقط سالها بعد یک بار او را دیدم آن هم به شکل تصادفی. بعدا معلوم شد که دوست سابق من اصلا برادر نداشته که آلمان باشد. دوست من آنقدر شرم و حیا داشت که از نظرها نهان شد. امان از این سیاستمدارها. دروغهایشان از دروغهای دوست من بسیار بزرگتر است. اما هر روز در تلویزیون و ماهواره خودشان را به مردم نشان میدهند و این دروغها را تکرار میکنند. اگر من بودم تا حالا از خجالت مرده بودم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 6:25 توسط چشم |
|
|
آقای جواد اژهای در دوران جنگ ایران و عراق سازمان پرورش استعدادهای درخشان را تاسیس کردند و از آن موقع تا کنون ریاست آن را بر عهده داشتند. اکنون نیز به دستور وزیر آموزش و پرورش از کار خود برکنار شدهاند. من از نزدیک با ایشان برخورد نداشتهام. اما دوستان آزاداندیشی دارم که آزاداندیشی و شخصیت والا و پختهی ایشان را همواره ستودهاند. در ادامهی این مطلب نامهی ایشان را در واکنش به این عزل میخوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 9:22 توسط چشم |
|
|
روزی عابدی از مسجد باز میگشت. زاهدی را به راه خویش دید. با طعنه خطاب به او گفت: «در مسجد بودم تو را ندیدم؟». زاهد جواب داد: «نزد خداوند باریتعالی بودم تو را آن جا ندیدم؟». |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:48 توسط چشم |
|
|
قصد ندارم حمل و نقل عمومی در ایران را با جاهای دیگر دنیا مقایسه کنم. هدف از این پستم این است که نشان دهم ارتقاء آن در ایران هم ممکن است و هم اقتصادی. یاد میآید که روزی در فرانسه به شهر لومان رفتم. شهر لومان شهر بسیار کوچکی بود. شاید اندازهی شاهرود یا زنجان یا حتی کوچکتر. این شهر همانند شاهرود و زنجان در یک جهت کشیدگی داشت و این کشیدگی باعث شده بود که مسافتهای نسبتا طولانی به وجود آید. در لومان تنها یک خط تراموا (قطار زمینی) وجود داشت که در حهت کشیدگی امتداد یافته بود و این خط چقدر حمل و نقل را در این شهر آسان میکرد. در بسیاری از شهرهای ایران، حمل و نقل عمومی بسیار مشکل است. حتی با وجود این که شهر بسیار کوچک است مشکلات ترافیکی اساسی دارد. در ضمن شهرکهای حومه از حمل و نقل عمومی برخوردار نیستند. تاکسیها معمولا در ساعات خاصی مسیرهای خاصی را برای کار انتخاب میکنند. در این وضعیت، دسترسی به مکانهایی بسیار مشکل میشود. بهعلاوه استفاده از تاکسی و اتوبوس، هزینههای شهری را نیز افزایش میدهد و بهینهسازی (افزایش بهرهوری) را مشکل میکند. در چنین شرایطی، یک سیستم کارای حمل و نقل مثل تراموا، بسیاری از مشکلات را حل میکند. هزینهی ایجاد یک مسیر تراموا نسبت به هزینههایی که از ترافیک زیاد و آلودگی خودروها و غیرقابل کنترل بودن بسیاری از مسائل مربوط به ترافیک، بسیار بیشتر از هزینهی تراموا است، مخصوصا برای شهرهای کوچک که نه مسیر تراموا طولانی است و نه تعداد قطارهای زیادی مورد نیاز. پیشبینی ایجاد یک سامانهی حمل و نقل عمومی کارا در برنامههای توسعهی شهری، باعث میشود الگوهای توسعهی شهری در جهت آسانتر کردن ترددهای درون شهری شکل بگیرند. در حال حاضر ادارهی زمین شهری بدون در نظر گرفتن الگوهایی از این نوع زمینهایی را برای توسعهی فضاهای شهری در نظر میگیرد. در تصمیمگیریها به این نکته اکتفا میشود که تا وقتی که تاکسی هست و میتوانیم با یک خط اتوبوس نصفه نیمه حمل و نقل عمومی ایجاد کنیم مشکلی نیست. اما این در نظر گرفته نمیشود که عدم وجود حمل و نقل عمومی کارا باعث عدم بهرهوری میشود. در مورد حمل و نقل بین شهری نیز وضعیت به همین شکل است. علت محرومیت نقاطی از کشور این است که دسترسی به آنها مشکل است. جایی که هزینههای حمل و نقل کالا در آن زیاد باشد برای سرمایهگذاری به هیچ وجه مناسب نیست. در این صورت، نه تنها آن شهر توسعه نمییابد بلکه به دلیل محرومیت بسیاری از ظرفیتها خود را نیز از دست خواهد داد. تصور کنید که یک دانشگاه در یک شهرستان، نمیتواند استاد خوب جذب کند چون تمام اتفاقات مثبت در تهران میافتد. شاید اگر وسیلهی حمل و نقل سریع مثل هواپیما یا قطار سریع بین تهران و آن شهرستان موجود باشد، تقاضا معکوس شود. چون به هر حال از مزایای یک شهر کوچک نمیتوان گذشت. در عین حال هر گاه که اتفاق مهمی در تهران در جریان بود میتوان به راحتی از آن بهره برد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:13 توسط چشم |
|
|
امروز اصول کلی برنامهی پنجم توسعه از طرف رهبر به رئیس جمهور ابلاغ شد. در این ابلاغ، در مورد امور علمی و فنآوری یک نکته مرا آزار داد. هیچ نشانی از گسترش ارتباط علمی با دنیا نبود. شاید این ایراد بر من وارد باشد که این سیاست کلیتر از آن است که این بحث در آن بگنجد. اما موارد ریزتر از این هم در آن بود، مثلا تاکید زیادی بر علوم انسانی یا تاکید بر گسترش ارتباط صنعت و دانشگاه. به هر شکل این سایست کلی موردی نداشت که رئیس جمهور ادعای انجام دادن آن را نداشته باشد. در ضمن هر طور که بخواهیم میتوانیم آن را تفسیر کنیم. سیاست کلی وقتی مفید است که نکتهی غیر بدیهی در آن وجود داشته باشد. من هیچ نکتهی غیر بدیهی در آن نیافتم. شما چطور؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 17:8 توسط چشم |
|
|
این روزها شاهد هستیم که اهمیت مقولهای چون امنیت ملی، در حد تنبان فاطی پایین آمده است. وقتی گروهی برای حفظ قدرت مقولهی امنیت ملی را به عنوان چماق سرکوب به کار ببرند، امنیت ملی واقعا موضوعی پیشپا افتاده میشود. هفتهی گذشته شاهد بسته شدن روزنامهی کارگزاران بودیم. دلیل این امر از جانب هیات نظارت بر مطبوعات، اقدام علیه امنیت ملی اعلام شد. این در حالی بود که این روزنامه به تلویحا و نه صراحتا از جنگجویانی که در مکانهای مسکونی غزه پناه میگیرند با به کار بردن لفظ تروریست انتقاد کرد. آیا حماس امنیت ملی است؟ حماس که یک گروه تندرو مورد تایید مفتیهای وهابی عربستانی است امنیت ملی ایران است؟ لااقل به جزم توهین به حماس روزنامه را تعطیل میکردید. در سرکوب دانشجویان، معلمان و کارگران نیز چماق اقدام علیه امنیت ملی به کار میرود. همه میدانند که وضع صنفی این اقشار بسیار اسفبار است. همه میدانند که محدودیتها بر اینان از حد گذشته است. اما کوچکترین حرکت صنفی اقدام علیه امنیت ملی تلقی میشود. اگر امنیت ملی با این چیزها به خطر میافتد، پس تکلیف خرابکاریهای دولت چیست؟ آیا اقدام نمایندگان مجلس در استیضاح رهبر دروغگویان جهان؛ آقای دکتر کردان بزرگ؛ نیز اقدام علیه امنیت ملی نبود؟ آیا طرح استیضاح وزیر قدارهکش کشاورزی هم اقدام علیه امنیت ملی نبود؟ آیا قانونشکنی هیات رئیسهی مجلس در ماستمالی کردن استیضاح اقدام علیه امنیت ملی نبود؟ آن وقت اعتراض مشتی کارگر که دولت ۶ ماه به آنها حقوق نداده اقدام علیه امنیت ملی است. شرکتهایی که سهامداری اسرائیلی دارند، از این پس اجازهی فعالیت در ایران را ندارند. بدین صورت هر اسرائیلی میتواند مقداری از سهام شرکتی که با ایران روابط تجاری دارد را خریداری کند و به این وسیله ایران را از یک معامله تجاری محروم کند. بنابراین ایران به دست خود خود را تحریم میکند. این هم یک قانون علیه امنیت ملی و حتی اقتصادی. این نوع قانونگذاری ناگهانی و بدون فکر اقدام علیه امنیت ملی نیست. اما مشتی دانشجو که به صیغهی اجباری همکلاسی خود اعتراض میکنند، امنیت ملی را به خطر میاندازند. به راستی که چه زشت با واژهها بازی میکنند. راستی مستراح رفتن نیز اقدام علیه امنیت ملی است؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 7:59 توسط چشم |
|
|
فرض کنید اخلاقیات هستهی مرکزی دارد که مورد قبول همه است. مثلا بیدین و دیندار همگی معتقدند که دروغ بد است. در این پست میخواهم به تفاوت واکنش روانی افراد دیندار و بیدین در برابر یک تناقض اخلاقی اشاره کنم. افراد دیندار به طور ناخودآگاه، وقتی که تعصبات دینی خود را در معرض حملهای میبینند صرف نظر از اخلاقی بودن واکنش در برابر آن، موضع میگیرند. مثلا وضعیتی را فرض کنید که یک فرد متعصب در محرم در برابر یک موسیقی شاد قرار میگیرد. ناخودآگاه دلخور میشود یا در وضع رادیکالتر با طعنه و گاه نفرین حس درونی خود را تخلیه میکند. در این جا منظور این است که تا وقتی که این فرد در برابر یک جریان برخلاف دین قرار نگرفته واکنش نشان دادن را اخلاقی نمیداند. اما به محض این که در برابر تعصب خود حرکتی احساس کند، واکنش نشان میدهد. از نظر من این واکنش، یک واکنشِ ناخودآگاه است و شاید اگر به خودآگاه خود در آن لحظه رجوع کند، تصمیم دیگری بگیرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 15:21 توسط چشم |
|
|
امروز به طور ناگهانی با خواندن گزارش اکونومیست از بحران غزه، متوجه شدم که دیگر فلسطین یک کشور واحد نیست. حتی یک سرزمین واحد هم نیست. فلسطین دوتاست. فلسطین کرانهی باختری که به لطف صلح با اسرائیل وضع اقتصادی نسبتا خوبی دارد و فلسطین غزه که به لطف دوستی با ایران وضع فوقالعاده بحرانی دارد. دیگر اگر کسی نام فلسطین را به زبان آورد از او خواهم پرسید کدام فلسطین. دو نکتهی دیگر هم در تحلیل اکونومیست جالب بود که به آن دقت نکرده بودم. اول اینکه تلافی با عمل باید متناسب باشد نه این که چهار اسرائیلی در برابر بیش از سیصد فلسطینی. این واقعا ظلم. تصور کنید که روزی حماس نابود شود. مگر اسرائیل قرار نیست با همین مردم همسایه باشد؟ آیا کودکانشان فراموش میکنند که چه روزگاری با اف-۱۶های اسرائیلی داشتهاند؟ دوم این که تا کنون تمام مواضع رسمی حماس توسط بمبهای اسرائیلی نابود شده است. آیا ادامهی بمباران حاصلی جز افزایش تلفات غیرنظامیان نخواهد داشت؟ تف به این سیاست که بوی گندش تمام کهکشان را گرفته. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 6:57 توسط چشم |
|
|
«علی دایی پنجمین مربی تاثیرگذار دنیا شد.» این خبر در حالی در سایتهای اینترنتی و شبکههای ایرانی پخش میشود که هیچ کس از خود نمیپرسد که چه کسی این انتخاب را انجام داده است. اگر وارد سایت فیفا شوید، میبینید که این یک نظرسنجی اینترنتی در پایان سال ۲۰۰۸ بود که توسط فیفا انجام شد و تمامی کسانی که از سایت بازدید میکردند، میتوانستند در این نظرسنجی شرکت کنند. چند سال پیش هم مشابه این نظرسنجی در سایت فدراسیون بینالمللی وزنهبرداری در مورد انتخاب بهترین وزنهبردار انجام شد که رضازاده با اختلاف زیادی انتخاب شد. نظیر این نوع نظرسنجیها در سایتهای اینترنتی در هنگام انتخابات نیز دیده میشود. نگاهی به نتایج نظرسنجیها نشان میدهد که در سایتهای چپی، چپیها بیشتر رای میآورند و در سایتهای راستی، راستیها. شاید سایت پربینندهای مانند تابناک از این قاعده تا حدی مستثنا شود. در تمام این نظرسنجیهای اینترنتی، این اشکال وجود دارد که افرادی که از این سایتهای بازدید میکنند، مشت خوبی از خروار نیستند. بازدید کنندگان سایتهای چپی بیشتر چپی هستند و راستی ها هم همینطور. در مورد سایت فیفا، مردم ایران وقتی بفهمند که چنین نظرسنجی وجود دارد، با پیغام و پسغام به هم خبر میدهند تا از این افتخار عقب نمانیم. در مورد نظرسنجی سایت فدراسیون وزنهبرداری اعلامیه حتی از صدا و سیما در بخشهای مختلف خبری اعلام شد. نظرسنجی اینترنتی اصولا هیج اعتباری ندارد. زیرا به توزیع بازدید کنندگان آن سایت بستگی دارد تا توزیع نظرات کل یک جامعه. حتی در مورد سایتی مانند بازتاب که بسیار پر بیننده است، تنها میزان انحراف نظرسنجی از نتیجهی واقعی کمتر است. در مورد سایتهای بسیار پر بیننده هم، توزیع افراد بازدید کننده تحت عواملی همچون دسترسی به اینترنت و امثال آن با توزیع جامعه تفاوت دارد. توصیهی من به کسانی که این سایت را میبینند این است که هرگز به نتیجهی این نظرسنجیها اعتماد نکنند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 15:45 توسط چشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کتیبه ذهن من این وبلاگ است. هر چه قلم چشمم بر لوح ذهنم حک کند، مینویسم. شاید روزی روزنامه نگار شدم. میخواهم بسنجم توان خود را. به هر حال آنچه میبینید بعضا عقاید من است و لزوما درست نیست. میخواهم بسنجم گنجایش خود را در صداقت و انتقادپذیری. لطفا مرا امتحان کنید.
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|