<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واکنش</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/</link>
<description>این وبلاگ تنها یک واکنش است به آن‌چه در گوشه کنار ایران و جهان اتفاق می‌افتد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2009 13:13:06 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظی برای همیشه</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>ای کسانی که مرتب به این وبلاگ سر زدید و ای کسانی که از این وبلاگ می‌گذرید. خداحافظ تا ابدالدهر. خدانگهدار.
</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 13:13:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فارسی لاتک</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دلیل این که مدتی هیچ پست جدیدی قرار نداده بودم، این بود که درگیر تایپ فارسی با لاتک بودم. برای کسانی که شاید این پست رو بدون آشنایی با لاتک و تک و فارسی لاتک و ... بخونن، عرض کنم که این‌ها نرم‌افزارهای تایپ هستند که برخلاف آفیس‌ها باید درون یک فایل متنی، کد‌هایی نوشت و سپس آن‌ها رو کامپایل کرد. این نوع نرم‌افزارها مزایای زیادی دارند. مثلا اگر شما یک ارائه دارید، اسلایدهای اون رو می‌تونید با powerpoint آماده کنید. اما ممکن‌ه در مقصد این فایل باز نشه یا فونت‌هاش در کامپیوتر مقصد به هم بریزه. مزیت دیگه‌ای که داره اینه که لازم نیست که جایگاه تیتر و فاصله‌ی نوشته در صفحه یا اندازه‌ی فرمول رو تنظیم کرد. به علاوه شماره‌گذاری فرمول‌ها و ارجاعات به طور خودکار انجام می‌شه. خروجی این نوع نرم‌افزارها بسیار زیباتر از خروجی آفیس‌هاست.&lt;br /&gt;لاتک اکنون نرم‌افزار تایپ مقالات علمی در  جهان است. مبتکر آن دانلد کنوث (Donald Knuth) یک ریاضی‌دان است که هدف‌ش از ایجاد نرم‌افزاری بود که فرمول‌های ریاضی را مناسب و زیبا از آب در آورد و به علاوه نمادهای ریاضی گوناگون و بسیار متنوع را نیز پشتیبانی کند.&lt;br /&gt;اکنون لاتک یونی‌کد را نیز پشتیبانی می‌کند و می‌توان به  هر زبانی در آن نوشت. اما به دلیل این که هر زبانی در جزئیات نیاز به امکانات تایپ خاصی دارد، باید لاتک را مطابق مقتضیات آن زبان تکمیل کرد. این کار در مورد زبان فارسی کمی دیر اما به نحو عالی انجام شده و در حال به روز رسانی است.&lt;br /&gt;برای دیدن این پروژه به &lt;a href=&quot;http://groups.google.com/group/farsilatex&quot; target=&quot;_blank&quot; style=&quot;color: rgb(0, 51, 255);&quot;&gt;گروه گوگل فارسی لاتک&lt;/a&gt; مراجعه کنید.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 12:40:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهار در زنجان</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بالاخره بهار هم به زنجان آمد. تصاویر آن قدر گویا هستند که زبان از شرم  ِ صحبت، خاموشی برمی‌گزیند. سالی که نکوست از بهارش پیداست.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://xs538.xs.to/xs538/09161/01596.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بارش برف در زنجان ۲۴ فروردین ۱۳۸۸&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://xs538.xs.to/xs538/09161/02685.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه‌ی زنجان&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://xs538.xs.to/xs538/09161/03690.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;اون طرف مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://xs138.xs.to/xs138/09161/04930.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مجری شبکه‌ی رادیوی زنجان دیروز گفت: «چه شهریه این زنجان. وقتی همه جا آفتابیه، زنجان می‌باره و وقتی همه جا می‌باره زنجان آفتابیه.» واقعا عجب شهریه این زنجان!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://xs538.xs.to/xs538/09161/05176.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;این هم یک نما از پنجره‌ی اتاق کارم&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 13 Apr 2009 10:49:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زلف پریشان</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آن شعر را زیاد خوانده بودم و شنیده بودم. زمانی که کلاس نی می‌رفتم، گوشه‌ای در آواز اصفهان با این شعر نواخته می‌شد. نام گوشه را فراموش کرده‌ام اما ملودی را نه. دیروز یک تک نوازی تار در آن گوشه شنیدم و بی اختیار آن شعر در ذهنم تداعی شد. چند بار زمزمه‌اش کردم. دریافتم که تا کنون به زیبایی این یک بیت شعر دقت نکرده‌ بودم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;هر شبم زلف سیاه تو نمایند به خواب        تا چه آید به سر از خواب پریشان دیدن&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز هم نام گوشه را می‌بینم و هم با نی می‌نوازمش.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 06:23:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزهای تکرار و تکرار روزها</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از استانبول که برگشتیم ایران خیلی دچار مشکل نشدیم.  اول که مهمونی و بعد هم که سیزده به در. اما روز اول کاری هم برای من و هم برای نسرین مثل آب صفر درجه بود. من احساس می‌کنم امیدم منجمد شده. نسرین هم که دوباره درد معده و خستگی همیشگی‌ش شروع شد. دیگه خودم رو درک نمی‌کنم، وقتی که به هزار امید و آرزو به تغییر اطرافم پا به ایران گذاشتم. انگار هیچ جایی تو  ایران گنجایش تغییر رو نداره. آدم احساس می‌کنه که تلاشش آب در هاون کوفتن‌ه. &lt;br /&gt;به دیروز با امید اومدم سر کار که درسم رو آماده کنم و برم سر کلاس. اما هیچ کدوم از دانشجویان نیومدن. امروز هم که کارگروه داریم، بچه‌ها ساعت کار گروه کلا ً از یادشون رفته بود. تازه اگه ایمیل نمی‌زدم شاید اصلا کارگروه از یادشون می‌رفت. تازه این‌ها با انگیزه‌ترین دانشجویان این مملکت هستند.&lt;br /&gt;راستش اعتراف نمی‌کنم که کلا ً امیدم رو از دسست دادم. اما تا حدودی ناامید شدم. باید دید که در روزهای آینده چه اتفاقی می‌افته. آیا روزهای آینده به همین بیهودگی خواهد بود؟&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 08:52:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خلیج فارس یا خلیج عربی</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من هیج تعصبی روی نام خلیج فارس ندارم. اگر همه دنیا بگویند خلیج فارس یا خلیج عربی یا خلیج هیچ فرقی به حال من نمی‌کند. اگر کسی پیدا شد و به من نشان داد که فرق می‌کند من می‌پذیرم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من امروز با نسرین رفتم موزه‌ی دریا (Deniz Müzesi). در موزه نقشه‌های دریانوردی زیادی موجود بود. برخی از این نقشه‌ها مربوط به دریانوردان عثمانی بود. در این نقشه‌ها خلیج فارس را خلیج بصره نامیده بودند. گویا اسم این خلیج مدت زیادی خلیج فارس بوده است. قبل از آن تنها مورد تاریخی در مورد نام آن، مربوط به آشوریان بوده است. آشوریان آن را دریای تلخ می‌نامیدند. اما آیا این نکته که مدت زیادی نام آن خلیج فارس بوده، کافی است که دیگر نام آن تغییر نکند. تاریخ نشان داده که اقوام بشر زیاده خواهند و تعصبات قومی دارند. شاید در عصر حاضر این تعصبات قومی در جهان غرب کم رنگ شده باشد. دلیل آن هم فاجعه‌ی جنگ جهانی دوم بود که نشان داد این تعصبات فاجعه آفرین است. در شرق اما هنوز این تعصبات وجود دارد و چه بسا نقش آن در فرهنگ شرق کم نیست. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بنابراین برای من دور از ذهن نیست که چرا اعراب این خلیج را خلیج عربی و فارس‌ها خلیج فارس می‌نامند. شاید عثمانی هم در آن موقع چون دشمن صفوی بود، به آن خلیج بصره می‌گفت. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به نظر من مشکلاتی از قبیل گرمایش زمین، کمبود مواد غذایی و اتمام سوخت‌های فسیلی آن قدر جدی هستند که دیگر بشر وقتی برای فکر کردن به این تعصبات و زیاده‌خواهی‌ها نداشته باشد. متاسفانه بشر آن قدر غافل است که آینده‌ی روشنی در پیش رو ندارد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 21:53:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دولماباغچه</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این کاخ دولماباغچه عجب جایه. چه جوری یه آدم دلش میاد تو همچین جایی زندگی کنه. من حتی دلم نمیاد رو اون صندلی‌ها بشینم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به عکس‌هایی که نسرین گرفته نگاه کنید.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i39.tinypic.com/200frd4.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i41.tinypic.com/1zxxngz.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;توجه! چون همه پارکت‌ها اوریجینال هستند، فقط از روی اون فرش‌های قرمزی که پهن شده باید رد شد. فرش قرمز مذکور در انتهای تصویر دیده می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i42.tinypic.com/2q3dohy.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i39.tinypic.com/29liiax.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i40.tinypic.com/jsiuci.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 27 Mar 2009 10:18:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استانبول از دریچه‌ی دوربین نسرین</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این روزها من بیشتر سرگرم کارم و کمتر وقت می‌کنم که استانبول رو زیارت کنم. اما نسرین داره حق مطلب رو ادا می‌کنه. من هم از طریق عکس‌های قشنگی که می‌گیره، استانبول رو زیارت می‌کنم. الحق که شنیدن کی بود مانند دیدن. دیروز رفت کاخ دولمه‌باغچه و عکس‌های قشنگی گرفت. امیدوارم که امشب بتونم عکس‌هاش رو در یک پست دیگه روی وبلاگ بذارم.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Mar 2009 12:36:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عثمانی و فتح قسطنطنیه</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نسرین دیروز قصد موزه‌ی توپ‌قاپو (Topkapı) کرد. اما اشتباهی ایستگاه توپ‌کاپو پیاده شد و به موزه‌ای دیگر که مربوط به جنگ ترکان عثمانی با ته‌مانده‌ی امپراتوری بیزانس بود، شد. عثمانی از تمام شهرهای مهم قلمروی روم شرقی فقط شهر قسطنطنیه (Konstantaniupole) یا همون استانبول فعلی، رو در اختیار نداشت. ترکان عثمانی ۳۰ سال در فتح استانبول ناموفق بودند تا سرانجام در سال ۱۴۵۳ توسط سلطان محمد فاتح بعد از نبردی سخت موفق به فتح استانبول شدند. &lt;br /&gt;عکس‌های زیبای زیر توسط نسرین گرفته شده است.&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i42.tinypic.com/2ymdggl.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;دیواره‌های شهر قسطنطنیه در حال فروریختن&lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;http://i41.tinypic.com/2w7p9wj.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;ماکت موزه&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سقف این موزه به شکل یک نیم کره است که صحنه‌ی نبرد روی آن نقاشی شده است. سقف کروی موزه در این ماکت برداشته شده است. در وسط موزه صحنه‌ی جنگ با استفاده از ابزار جنگی بازسازی شده است.&lt;/div&gt;&lt;img src=&quot;http://i44.tinypic.com/160y2dt.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;سلطان محمد فاتح و سپاهش&lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;http://i43.tinypic.com/15gukuh.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;صحنه‌ای از نبرد&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;در مورد اسامی استانبول و قسطنطنیه هم می‌خواهم مقداری توضیح دهم. اسم قسطنطنیه قبل از ظهور روم شرقی، بیزانتیوم بود و دهکده‌ای بیش نبود. اما امپراطوری روم شرقی بعد از شکست دشمنانش در سر اسر سرزمین روم، این روستا را به عنوان پایتخت برگزید و در سال ۳۳۰ به افتخار قیصر کنستانتین یکم، اولین قیصر روم شرقی، این شهر کنستانتینوپول یا همان قسطنطنیه (معرب) یعنی شهر کنستانتین نامیده شد. اما عثمانیون بعد از فتح آن این نام رو بر نبابیدند و نام آن را به اسلام پول (Islampole) تغییر دادند که به تدریج به استانبول تبدیل شد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 15:19:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کار در استانبول + مساله‌ی حجاب در دانشگاه‌های ترکیه</title>
<link>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اولین روز کاری در استانبول خوب بود. جو این‌جا خیلی صمیمی‌تر از آن چیزیه که در فرانسه دیدم. محیط کاری هم خیلی ساکته. تا الان کارم بد نبوده.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما راجع به این دانشگاه یعنی دانشگاه سابانجی (Sabanci) باید بگم که دانشجوی محجبه هم داره. از دوستم Mete پرسیدم که چه جور اجازه می‌دن که اینا با روسری بیان دانشگاه. جواب داد که این جا دانشگاه خصوصیه و از نظر گردانندگان این جا، مکان عمومی دانشگاه مکانی نیست که قانون حجاب رو منع کرده باشه. با این حال دانشگاه‌های دولتی تفسیر دیگه‌ای دارن. داخل کلاس قانون صراحت داره. حجاب ممنوعه. اما مقابله با این مساله بر عهده‌ی استاده. اساتید هم کاری به کار محجبه‌ها ندارند و کارشون رو انجام می‌دن. پس در واقع دختران ِ باحجاب، می‌تونن سر کلاس‌ها حاضر بشن. اما نمی‌دونم که مقررات در مورد دانشگاه‌های دولتی چه‌قدر سخت گیرانه‌ست.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;197&quot; width=&quot;185&quot; src=&quot;http://i42.tinypic.com/k00mea.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به هر حال به گفته‌ی Mete این جا همه می‌دونن که مشکل حجاب دخترها نیست. مشکل اینه که یک سری از این محجبه‌ها می‌خوان به زور دیگران رو مجبور به رعایت حجاب کنن. اتفاقی که شاید اگر این قانون نباشه، بیفته. برای همین تا وقتی که اجبار به رعایت حجاب در جامعه دیده نشه، اجبار به رعایت قانون هم منتفی می‌شه.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 16 Mar 2009 16:29:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vakoneshazad&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>vakoneshazad</dc:creator>
<guid>http://vakoneshazad.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
